یواشکی می آیی
و از لای در نگاهم می کنی
پیراهن صورتی پوشیده ای
گونه هایت سرخ شده اند
جلو می آیی و با دستان گرمت
دستم را می گیری
مادر همیشه می گوید
"در گوشی صحبت کردن
کار خوبی نیست"
در گوشم می گویی:دوستت...
پنج انگشت کوچکت را
نشانم می دهی
و نور می شوی
دستم را باز می کنم
یک ۵ بر عکس برایم کشیده ای.
چیزی را که دوست داری به دست بیاور ,
وگرنه مجبوری چیزی را که داری دوست داشته باشی.
(William Shakespeare)
نمی توانم تمیزشان کنم.
پاهای کثیفی دارم
برای اینکه
مدت زیادی
در خیابانهای کثیف(با این و آن) دست به یقه می شدم
من با پاهای کثیف از آنجا می آیم.
پاهای کثیفی دارم
که به آنها افتخار نمی کنم.
پاهایم کثیف اند
ولی نمی توانم از آنها جدا شوم.
با پاهای کثیفم
شاید ملافه های تمیز و قشنگتان را ,
یا بچه زیبایتان را کثیف کنم.
در زندگیم , در این دنیا
تنها پاهای کثیفی دارم.
از میان تمامی آنچه می توانستم به دست آورم
تنها پاهای کثیفی دارم.
شما افکار لطیف و مطبوع دارید
اما من غریبه ای هستم با پاهای کثیف.
پاهای کثیفی دارم ,
که دیگر خیلی دیر شده است که آنها را تمیز کنم.
پاهای کثیف
کثیف , به نحوی که نمی توان آنها را سوهان کرد.
اما عزیزم , می دانی چیزی کم خواهی داشت
بدون پاهای کثیف من.
پاهای کثیفی دارم
که نمی توان آنها را به شکل اول در آورد.
پاهای کثیفی دارم
که از خود رد کثیفی به جا می گذارند ,
به همین دلیل , در پی جایی هستم
که از کوره در نروم
برای خاطر پاهای کثیفم.
پاهای کثیفی دارم
که همچنان بزرگ می شوند
پاهای کثیفی دارم
که از رفتن بازم می دارند
اگر زمین قلب داشت , می توانستم احساس کنم
ضربانش را با کف پاهای کثیفم.
(Shel Silverstain)

